انجمن ها

والیمار :: انجمن ها :: آثار تالکین :: سه گانه ارباب حلقه ها
 
<< موضوع قبلی | موضوع بعدی >>
ارباب حلقه ها به روایت تصویر!
برو به صفحه   <<        >>  
مدیران: تورين تورامبار, PHoBiA, آزادسرو, Manwë Súlimo, Princess Alaida
نویسنده ارسال
آنوبیس
شنبه 19 دي 1388, 16:42 بعدازظهر

سخنگوی شورای سپید

اعضا #164
ثبت نام در: شنبه 3 مرداد 1388, 12:10 بعدازظهر
مکان: توي اين دنيا
نامه ها: 754
تشکر شده 168 بار در 144پست
تو هابيت نيست؟ همونجايي كه اسماگ رفته بود و بيلبو و تورين مشعل به دست تو غار مي گشتن؟

من خداوندگار مرگم... بترس از زمانی که در جلوی من زانو می زنی تا نیکی ها و گناه هایت رو در ترازوی بزرگ عدل قرار دهم... بترس از روزی که ممکن است به جهنم ابدی من وارد شوی... بترس....


پادشاه یونان به داریوش گفت : ما برای شرف می جنگیم و شما برای پول...
داریوش در پاسخ گفت : هر کس برای نداشته هایش می جنگد...


رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود...



هيچ وقت عشق را گدايي نكن...
چون معمولا چيز با ارزشي رو به گدا نمي دن...
بازگشت به بالا
Manwë Súlimo
دوشنبه 28 دي 1388, 08:38 قبل‏ازظهر


اعضا #67
ثبت نام در: پنجشنبه 25 تير 1388, 22:14 بعدازظهر
نامه ها: 66
تشکر شده 84 بار در 38پست
تصویر خوبی رو انتخاب کردی
مشخصا اینجا غارهای درخشان کوهستان سفید در پشت هلمز دیپ هست

غارهای عمیق که در پشت هلمز دیپ در کوهستان سفید پنهان بود
گملی به هنگام دیدن انجا در جنگ حلقه مسحور ان شد


"...gems and crystals and veins of precious ore glint in the polished walls; and the light glows through folded marbles, shell-like, translucent as the living hands of Queen Galadriel."


From Gimli's description of Aglarond
The Two Towers III 8 The Road to Isengard


گیملی بعد از پایان جنگ حلقه دسته ای از دورف ها را به غارهای درخشان راهنمایی کرد و به عنوان ارباب انجا شناخته شد

و اما نکته جالب توجه این تصویر :


غارهای درخشان یکی از معدود مکانهایی در دنیای تالکین است که میتوان در دنیای واقعی مشابهی برای ان پیدا کرد
این غارها الهام گرفته شده از Cheddar Gorge در جنوب کشور انگلستان هستند



لازم به ذکر هست که در دانشنامه توضیحات جامعی در مورد گیملی و غارهای درخشان موجود هست.


و این هم عکس جدید :



مرسی.

[ ویرایش شد. دوشنبه 28 دي 1388, 13:48 بعدازظهر ]



====
مردان در قاموس مردانه خویش به وسعت مردانگی نامردند،همین بس که در قبال احساس یک زن ، گمان می برند که خدا مردشان آفریده است
بازگشت به بالا
تعداد 3 کاربر از این ارسال تشکر کرده اند
تورين تورامبار
دوشنبه 28 دي 1388, 14:24 بعدازظهر

Hi Javat!


اعضا #7
ثبت نام در: يكشنبه 31 خرداد 1388, 16:35 بعدازظهر
مکان: بيشه ي بره‌تيل
نامه ها: 222
تشکر شده 187 بار در 97پست
اهم...

تصوير فوق نمايانگر فين گون در لحظه ي آزاد ساختن مايدروس از ديوار هاي تانگورودريم بيد! {خونم از دماغ كسي نيومد!}

"بدين سان فين گون آنچه را مي جست يافت، چه، ترانه اش ناگهان ضعيف و دور تا بالاي اوج گرفت، و صدايي ترانه اش را پاسخ گفت. مايدروس بود كه به رغم رنج و تعب مي خواند..."

تصوير بعدي عنقريب نصب مي گردد.

ت.ت
------------
تصوير بعدي كه قرار بود نصب شود:



[ ویرایش شد. دوشنبه 28 دي 1388, 15:25 بعدازظهر ]

[ننه قمر ها از سياست چيزي نميدانند ولي اغلب از اين كه آزادي بيان ندارند رنج مي برند]


Forth, Nane-Ghamars!
بازگشت به بالا
تعداد 1 کاربر از این ارسال تشکر کرده اند
Kingali
چهارشنبه 30 دي 1388, 15:04 بعدازظهر

مدیر دانشنامهٔ والیمار


اعضا #5
ثبت نام در: يكشنبه 31 خرداد 1388, 12:16 بعدازظهر
مکان: ابرشهر
نامه ها: 195
تشکر شده 81 بار در 49پست
عکس قحطی بود تورین جان؟!‌ این چیه دیگه؟‌

بهرحال... این تصویر مربوط به اون لحظه ایه که فئانور در میان نولدور سوگند یاد می کنه و الاآخر

«آنگاه فئانور ناگهان به شهر آمد و جمله مردم را به بارگاه شاه بر فراز قله‌ی تونا خواند؛ اما حکم تبعیدش هنوز ملغی نگشته بود و او بر والار می شورید. جمعیتی عظیم آنجا گرد آمد تا سخن‌اش بشنود؛ و تپه و همه‌ی پلکان و کوی‌هایی که به آن منتهی می‌گشت، از نور مشعل‌هایی که در دست مردمان بود، روشد شد...»

چون از قبل تایید گرفتم، می دونم جوابم درسته!
========
اینم تصویر بعدی:




[ ویرایش شد. چهارشنبه 30 دي 1388, 15:22 بعدازظهر ]




بازگشت به بالا
تعداد 2 کاربر از این ارسال تشکر کرده اند
PHoBiA
پنجشنبه 1 بهمن 1388, 09:35 قبل‏ازظهر

دبیر کل دانشنامه و مقالات


اعضا #17
ثبت نام در: يكشنبه 31 خرداد 1388, 20:24 بعدازظهر
مکان: آنجا و بازگشتی دوباره
نامه ها: 574
تشکر شده 181 بار در 122پست
خب ایشان یکی از پسران فئانور هستند. بعد از اینکه ائون‌وه و سپاه والار، ملکور رو زدن کازه کوزش رو شکستن ائون‌وه سیلماریل‌ها رو از تاج ملکور کند، می‌خواست ببره والینور تحویل خزانه داری بده که ۲ تا پسر باقی‌موندهٔ فئانور گفتن جمش کن بینیم بابا! برداشتن سیلماریل‌ها رو بردن! دستشون که خورد بهش سوختن و دیونه شدن و هرکدوم به یک سمتی آواره شدن یکی رفت خودش رو پرت کرد تو دریا (همراه با سیلماریل) و اون یکی:

«اما گوهر دست مایدروس را به گونه‌ای سوزاند که درد آن تحمل‌ناپذیر بود؛ و او دریافت که سخن ائون‌وه راست بوده است و حق او بر این میراث از دست رفته و سوگند او بیهوده بوده است. و از فرط تشویش و نومیدی خود را درشکافی پر از آتش افکند، و فرجام او چنین بود؛ و آن سیلماریل که او برداشته بود، در آغوش زمین جای گرفت.»

====
این عکس بنده، آسون دادم که بقیه دوستان هم بتونن شرکت کنن. دوستان قوی‌تر صبر پیشه کنین ببینیم کسی به جز ما جواب می‌ده یا نه.





[ ویرایش شد. پنجشنبه 1 بهمن 1388, 09:38 قبل‏ازظهر ]

قوانین سایت را حتما مطالعه فرمائید.





Ash nazg durbatulûk, ash nazg gimbatul,
ash nazg thrakatulûk, agh burzum-ishi krimpatul
بازگشت به بالا
آنوبیس
پنجشنبه 1 بهمن 1388, 09:37 قبل‏ازظهر

سخنگوی شورای سپید

اعضا #164
ثبت نام در: شنبه 3 مرداد 1388, 12:10 بعدازظهر
مکان: توي اين دنيا
نامه ها: 754
تشکر شده 168 بار در 144پست
جاييه كه آراگورن و گروه خاكستري دارن از كوهستان مردگان در ميان. مي بخشيد من به كتاب دسترسي ندارم كه توضيح بدم در موردش.

-----------

خوب اينم عكس. فكر كنم در ثانيه ي اول بتونين بگين جوابو.
بعد مي بخشيد كه نتونستم توضيحي بدم.



[ ویرایش شد. جمعه 2 بهمن 1388, 04:06 قبل‏ازظهر ]

من خداوندگار مرگم... بترس از زمانی که در جلوی من زانو می زنی تا نیکی ها و گناه هایت رو در ترازوی بزرگ عدل قرار دهم... بترس از روزی که ممکن است به جهنم ابدی من وارد شوی... بترس....


پادشاه یونان به داریوش گفت : ما برای شرف می جنگیم و شما برای پول...
داریوش در پاسخ گفت : هر کس برای نداشته هایش می جنگد...


رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود...



هيچ وقت عشق را گدايي نكن...
چون معمولا چيز با ارزشي رو به گدا نمي دن...
بازگشت به بالا
Kingali
جمعه 2 بهمن 1388, 09:02 قبل‏ازظهر

مدیر دانشنامهٔ والیمار


اعضا #5
ثبت نام در: يكشنبه 31 خرداد 1388, 12:16 بعدازظهر
مکان: ابرشهر
نامه ها: 195
تشکر شده 81 بار در 49پست
خب این تصویر تورین تورامبار خودمونه که وقتی می فهمه دختری که باهاش ازدواج کرده بود خواهرش نیه‌نور بوده (و البته کلی قضایای دیگه) تصمیم میگیره خودکشی کنه:

«پس شمشیرش را که تنها مایملک بازمانده بود از نیام بیرون کشید و گفت: "درود بر تو گورتانگ! ... آیا جان تورین تورامبار را خواهی ستاند، آیا مرا در دم خواهی کشت؟" و از تیغ طنین صدایی سرد در پاسخ بلند شد: "آری خون تو را شادمان خواهم نوشید تا مگر خون به‌لگ اربابم را فراموش کنم،‌ و خون براندیر را که به ناروا کشته شد. تو را در دم خواهم کشد." آنگاه تورین قبضه را روی زمین نهاد و خود را روی نک گورتانگ انداخت،‌و تیغ سیاه جان او را ستاند.»
========
عکس بعدی:



[ ویرایش شد. جمعه 2 بهمن 1388, 09:23 قبل‏ازظهر ]




بازگشت به بالا
تورين تورامبار
جمعه 2 بهمن 1388, 10:25 قبل‏ازظهر

Hi Javat!


اعضا #7
ثبت نام در: يكشنبه 31 خرداد 1388, 16:35 بعدازظهر
مکان: بيشه ي بره‌تيل
نامه ها: 222
تشکر شده 187 بار در 97پست
اولم!

خب اين برادر همانا به‌رن باباست كه رفته پيش شاه فين‌رود فلاگوند ...

"بدين سان برن به نزد شاه فين رود فلاگوند بار يافت؛ و فلاگوند او را مي شناخت و نيازي به انگشتر نبود تا ياد فرزند بئور و باراهير را در خاطرش زنده سازد. در خلوت خانه نشستند و برن از كشته شدن باراهير گفت ..."

اهم...
تصوير بنده:{البته يكم صحنه داره! شما اون بنده خدارو نگاه نكنيد!}



ت.ت


[ ویرایش شد. جمعه 2 بهمن 1388, 10:33 قبل‏ازظهر ]

[ننه قمر ها از سياست چيزي نميدانند ولي اغلب از اين كه آزادي بيان ندارند رنج مي برند]


Forth, Nane-Ghamars!
بازگشت به بالا
PHoBiA
جمعه 2 بهمن 1388, 10:44 قبل‏ازظهر

دبیر کل دانشنامه و مقالات


اعضا #17
ثبت نام در: يكشنبه 31 خرداد 1388, 20:24 بعدازظهر
مکان: آنجا و بازگشتی دوباره
نامه ها: 574
تشکر شده 181 بار در 122پست
اون برادر که با شمشیر وایساده اون بالا تورین می‌باشد و اون الفه که داره سقوط می‌کنه سایروس نامیست که نمی‌دونم چه پدر کشته‌گی با تورین داشت.

توضیحات تکمیلی:در آن روزگار در دوریات سایروس نامی از مردم ناندور و از بلندمرتبگان انجمن شاه، حاضر بود. از دیرباز به تورین و عزت و شکوهش در مقام فرزندخواندهٔ شاه غبطه می‌خورد.
تو انجمن شاه نشسته بودن همه داشتن خوش و بش می‌کردن این مردک (الفک) نادان چنان تیکهٔ سنگینی بار تورین کرد و گفت:«اگر مردان هیت‌لوم چنین بی‌تمدن و وحشی‌اند، زنان آن سرزمین از چه قماشند؟ آیا به سان گوزن به این سو آن سو می‌دوند و جامه‌ای جز موی سر بر تن ندارند؟» تورین که شدیدا غیرتش زده بود بالا عصبانی می‌شه لیوان رو پرت می‌کنه طرف صورت سایروس، اونم با صورت خونی و داغان صحنه رو ترک می‌کنه.

فرداش سایروس پشت درخت کمین کرده بود که تا تورین رد میشه یک دعوای حسابی راه بندازه، خلاصش این شد که:
تورین پیروز میدان بود و او را به سان نخجیزی برهنه در بیشه به فرار وتداشت. انگه که سایروس وحشت‌زده از برابر تو مي‌گریخت به مغاک رودخانه‌ای سقوط کرد و جسمش بر روی صخره‌ای عظیم در آب درهم شکست.

و اما عکس که تقریبا آسونه:


[ ویرایش شد. جمعه 2 بهمن 1388, 11:21 قبل‏ازظهر ]

قوانین سایت را حتما مطالعه فرمائید.





Ash nazg durbatulûk, ash nazg gimbatul,
ash nazg thrakatulûk, agh burzum-ishi krimpatul
بازگشت به بالا
تعداد 1 کاربر از این ارسال تشکر کرده اند
تورين تورامبار
جمعه 2 بهمن 1388, 18:17 بعدازظهر

Hi Javat!


اعضا #7
ثبت نام در: يكشنبه 31 خرداد 1388, 16:35 بعدازظهر
مکان: بيشه ي بره‌تيل
نامه ها: 222
تشکر شده 187 بار در 97پست
اهم...
خب اين برادر كه اونجا ايستاده تور پسر هورـه ... و اون شهر هم گوندولين پنهان ـه كه با كلي جون كندن بهش رسيده!

"... و دروازه در دو سو يستون تاج رو به داخل باز شد. پس تور بدرون رفت و به چمن زاري بلند رسيد و از بالا، وادي را نگريستن گرفت و چشمش به گوندولين رويايي در ميان برف هاي سفيد افتاد. و چنان مجذوب بود كه زماني دراز هيچ چيز ديگر ديدن نمي توانست؛ زيرا سر انجام رؤياي دلبستگي خود را بيرون از خواب و آرزو در برابرش مي ديد."

-----
خب يك نقاشي هم از خود حضرت تالكين بذاريم ...{اسم مكانو بايد بگيد}



چاكر شما...
ت.ت


[ننه قمر ها از سياست چيزي نميدانند ولي اغلب از اين كه آزادي بيان ندارند رنج مي برند]


Forth, Nane-Ghamars!
بازگشت به بالا
Manwë Súlimo
دوشنبه 12 بهمن 1388, 14:29 بعدازظهر


اعضا #67
ثبت نام در: پنجشنبه 25 تير 1388, 22:14 بعدازظهر
نامه ها: 66
تشکر شده 84 بار در 38پست
Dunharrow


پناهگاهی برای جنگاوران روهان در کوهستان سفید و مقاوم در مقابل حملات
مکانی که مدت ها قبل از مردم روهان - در دوره دوم - توسط مردم میانه(Middle Men) استفاده میشد

در بالای تپه Paths of the Dead قرار دارد ، مسیری که خیانتکاران ختم میشود
راه رسیدن به این تپه به صورت مارپیچ است و در ان مجسمه هایی معروف به Púkel پر شده که در اصل توسط مردم کوهستان سفید ساخته شده اند
و در پایین این راه یک منطقه پوشیده از چمن بزرگ برای قرار گاها قرار دارد.

===



[ ویرایش شد. سه شنبه 13 بهمن 1388, 10:15 قبل‏ازظهر ]



====
مردان در قاموس مردانه خویش به وسعت مردانگی نامردند،همین بس که در قبال احساس یک زن ، گمان می برند که خدا مردشان آفریده است
بازگشت به بالا
آنوبیس
سه شنبه 13 بهمن 1388, 12:27 بعدازظهر

سخنگوی شورای سپید

اعضا #164
ثبت نام در: شنبه 3 مرداد 1388, 12:10 بعدازظهر
مکان: توي اين دنيا
نامه ها: 754
تشکر شده 168 بار در 144پست
فکز می کنم اینجا باید جایی باشه که کشتی ماه و خورشید به زیر زمین می رن. اگهدرسته خواهشا بگید تا یه تو ضیحی بذارم.
----------
خوب توضیح.
((دوشیزه ای که والاها از بین مایا ها برای هدایت کشتی خورشید انتخاب کردند آریین نام داشت...))
((عصر ها, زمان فرود و آرامش خورشید, زمان بزرگترین نور و شادمانی آمان بود. اما به زودی خورشید توسط خدمتگزاران اولمو به پایین کشیده شده و با سرعت به زیر زمین می رفت...))


اع اع اع.... مثل این که غلظ حدس زدم با عذر خواهی

[ ویرایش شد. سه شنبه 13 بهمن 1388, 13:23 بعدازظهر ]

من خداوندگار مرگم... بترس از زمانی که در جلوی من زانو می زنی تا نیکی ها و گناه هایت رو در ترازوی بزرگ عدل قرار دهم... بترس از روزی که ممکن است به جهنم ابدی من وارد شوی... بترس....


پادشاه یونان به داریوش گفت : ما برای شرف می جنگیم و شما برای پول...
داریوش در پاسخ گفت : هر کس برای نداشته هایش می جنگد...


رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود...



هيچ وقت عشق را گدايي نكن...
چون معمولا چيز با ارزشي رو به گدا نمي دن...
بازگشت به بالا
Manwë Súlimo
يكشنبه 25 بهمن 1388, 10:00 قبل‏ازظهر


اعضا #67
ثبت نام در: پنجشنبه 25 تير 1388, 22:14 بعدازظهر
نامه ها: 66
تشکر شده 84 بار در 38پست
Door of Night


دروازه شب

دروازه ای به سمت تهی بی انتها

دروازه ای محافظت شده در غرب دور آردا که مورگوث پس از شکست از انجا به فضای تهی تبعید شد
مبدا پیدایش ان مشخص نیست
براساس بعضی از گفته ها ، به عنوان گذرگاهی برای عبور خورشید توسط والار ساخته شده بود تا از دروازهای صبح در شرق دوباره به دنیا باز گردد.
بر مبنای روایتی دیگر گفته شده که ای دروازه به سرعت برای اخراج مورگوث از آردا ساخته شده
این دروازه توسط ایرندیل خجسته در اسمان به همراه سیلماریل در کشتی درخشانش Vingilot محافظت میشود.

====
تصویر بعدی ، بزودی ...

پ.ن :
آنوبیس جان تا حدی نزدیک شد ولی کافی نبود


[ ویرایش شد. دوشنبه 26 بهمن 1388, 15:28 بعدازظهر ]



====
مردان در قاموس مردانه خویش به وسعت مردانگی نامردند،همین بس که در قبال احساس یک زن ، گمان می برند که خدا مردشان آفریده است
بازگشت به بالا
Manwë Súlimo
سه شنبه 27 بهمن 1388, 19:12 بعدازظهر


اعضا #67
ثبت نام در: پنجشنبه 25 تير 1388, 22:14 بعدازظهر
نامه ها: 66
تشکر شده 84 بار در 38پست
تصویر جدید رو امروز براتون میزارم



مرسی



====
مردان در قاموس مردانه خویش به وسعت مردانگی نامردند،همین بس که در قبال احساس یک زن ، گمان می برند که خدا مردشان آفریده است
بازگشت به بالا
Sauron
سه شنبه 27 بهمن 1388, 21:09 بعدازظهر


اعضا #8
ثبت نام در: يكشنبه 31 خرداد 1388, 16:43 بعدازظهر
نامه ها: 62
تشکر شده 25 بار در 14پست
تصوير فوق نمايانگر سائورون مي باشد. پس از ،از دست دادن كالبد جالب انگيزناك خود...
متن:





بازگشت به بالا
تعداد 3 کاربر از این ارسال تشکر کرده اند
برو به صفحه   <<        >>   

پرش به:     بازگشت به بالا

تشکیل اتحادیه از انجمن: آر،اس،اس 0.92 تشکیل اتحادیه از انجمن: آر،اس،اس 2.0 تشکیل اتحادیه از انجمن: آر،دی،اف
Powered by e107 Forum System uses forum thanks

جستجو والیمار

میهمان عزیز، خوش آمدید



آنلاین
 اعضا : (1)
 مهمانها : (5)

خوش آمدید

نام کاربری:

کلمه عبور:




به خاطر داشتن

[ ]
[ ]

مقالات سایت

Powered By Persian E107 © 2005-2009