| والیمار :: انجمن ها :: آثار تالکین :: سه گانه ارباب حلقه ها |
|
<< موضوع قبلی | موضوع بعدی >> |
| ارباب حلقه ها به روایت تصویر! | ||
| برو به صفحه << >> | |
|
مدیران: تورين تورامبار, PHoBiA, آزادسرو, Manwë Súlimo, Princess Alaida
|
| نویسنده | ارسال | ||
| آنوبیس |
| ||
سخنگوی شورای سپید ![]() اعضا #164 ثبت نام در: شنبه 3 مرداد 1388, 12:10 بعدازظهرمکان: توي اين دنيا نامه ها: 754 تشکر شده 168 بار در 144پست | تو هابيت نيست؟ همونجايي كه اسماگ رفته بود و بيلبو و تورين مشعل به دست تو غار مي گشتن؟ من خداوندگار مرگم... بترس از زمانی که در جلوی من زانو می زنی تا نیکی ها و گناه هایت رو در ترازوی بزرگ عدل قرار دهم... بترس از روزی که ممکن است به جهنم ابدی من وارد شوی... بترس.... پادشاه یونان به داریوش گفت : ما برای شرف می جنگیم و شما برای پول... داریوش در پاسخ گفت : هر کس برای نداشته هایش می جنگد... رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود... هيچ وقت عشق را گدايي نكن... چون معمولا چيز با ارزشي رو به گدا نمي دن... | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| Manwë Súlimo |
| ||
| تصویر خوبی رو انتخاب کردی مشخصا اینجا غارهای درخشان کوهستان سفید در پشت هلمز دیپ هست غارهای عمیق که در پشت هلمز دیپ در کوهستان سفید پنهان بود گملی به هنگام دیدن انجا در جنگ حلقه مسحور ان شد "...gems and crystals and veins of precious ore glint in the polished walls; and the light glows through folded marbles, shell-like, translucent as the living hands of Queen Galadriel." From Gimli's description of Aglarond The Two Towers III 8 The Road to Isengard گیملی بعد از پایان جنگ حلقه دسته ای از دورف ها را به غارهای درخشان راهنمایی کرد و به عنوان ارباب انجا شناخته شد و اما نکته جالب توجه این تصویر : غارهای درخشان یکی از معدود مکانهایی در دنیای تالکین است که میتوان در دنیای واقعی مشابهی برای ان پیدا کرد این غارها الهام گرفته شده از Cheddar Gorge در جنوب کشور انگلستان هستند لازم به ذکر هست که در دانشنامه توضیحات جامعی در مورد گیملی و غارهای درخشان موجود هست. و این هم عکس جدید : مرسی. [ ویرایش شد. دوشنبه 28 دي 1388, 13:48 بعدازظهر ] ![]() ==== مردان در قاموس مردانه خویش به وسعت مردانگی نامردند،همین بس که در قبال احساس یک زن ، گمان می برند که خدا مردشان آفریده است | ||
| بازگشت به بالا |
| ||
| تورين تورامبار |
| ||
Hi Javat! ![]() ![]() اعضا #7 ثبت نام در: يكشنبه 31 خرداد 1388, 16:35 بعدازظهرمکان: بيشه ي برهتيل نامه ها: 222 تشکر شده 187 بار در 97پست | اهم... تصوير فوق نمايانگر فين گون در لحظه ي آزاد ساختن مايدروس از ديوار هاي تانگورودريم بيد! {خونم از دماغ كسي نيومد!} "بدين سان فين گون آنچه را مي جست يافت، چه، ترانه اش ناگهان ضعيف و دور تا بالاي اوج گرفت، و صدايي ترانه اش را پاسخ گفت. مايدروس بود كه به رغم رنج و تعب مي خواند..." تصوير بعدي عنقريب نصب مي گردد. ت.ت ------------ تصوير بعدي كه قرار بود نصب شود: [ ویرایش شد. دوشنبه 28 دي 1388, 15:25 بعدازظهر ] [ننه قمر ها از سياست چيزي نميدانند ولي اغلب از اين كه آزادي بيان ندارند رنج مي برند] Forth, Nane-Ghamars! | ||
| بازگشت به بالا |
| ||
| Kingali |
| ||
مدیر دانشنامهٔ والیمار ![]() ![]() اعضا #5 ثبت نام در: يكشنبه 31 خرداد 1388, 12:16 بعدازظهرمکان: ابرشهر نامه ها: 195 تشکر شده 81 بار در 49پست | عکس قحطی بود تورین جان؟! این چیه دیگه؟ بهرحال... این تصویر مربوط به اون لحظه ایه که فئانور در میان نولدور سوگند یاد می کنه و الاآخر «آنگاه فئانور ناگهان به شهر آمد و جمله مردم را به بارگاه شاه بر فراز قلهی تونا خواند؛ اما حکم تبعیدش هنوز ملغی نگشته بود و او بر والار می شورید. جمعیتی عظیم آنجا گرد آمد تا سخناش بشنود؛ و تپه و همهی پلکان و کویهایی که به آن منتهی میگشت، از نور مشعلهایی که در دست مردمان بود، روشد شد...» چون از قبل تایید گرفتم، می دونم جوابم درسته! ======== اینم تصویر بعدی: ![]() [ ویرایش شد. چهارشنبه 30 دي 1388, 15:22 بعدازظهر ] ![]() | ||
| بازگشت به بالا |
| ||
| PHoBiA |
| ||
دبیر کل دانشنامه و مقالات ![]() ![]() اعضا #17 ثبت نام در: يكشنبه 31 خرداد 1388, 20:24 بعدازظهرمکان: آنجا و بازگشتی دوباره نامه ها: 574 تشکر شده 181 بار در 122پست | خب ایشان یکی از پسران فئانور هستند. بعد از اینکه ائونوه و سپاه والار، ملکور رو زدن کازه کوزش رو شکستن ائونوه سیلماریلها رو از تاج ملکور کند، میخواست ببره والینور تحویل خزانه داری بده که ۲ تا پسر باقیموندهٔ فئانور گفتن جمش کن بینیم بابا! برداشتن سیلماریلها رو بردن! دستشون که خورد بهش سوختن و دیونه شدن و هرکدوم به یک سمتی آواره شدن یکی رفت خودش رو پرت کرد تو دریا (همراه با سیلماریل) و اون یکی: «اما گوهر دست مایدروس را به گونهای سوزاند که درد آن تحملناپذیر بود؛ و او دریافت که سخن ائونوه راست بوده است و حق او بر این میراث از دست رفته و سوگند او بیهوده بوده است. و از فرط تشویش و نومیدی خود را درشکافی پر از آتش افکند، و فرجام او چنین بود؛ و آن سیلماریل که او برداشته بود، در آغوش زمین جای گرفت.» ==== این عکس بنده، آسون دادم که بقیه دوستان هم بتونن شرکت کنن. دوستان قویتر صبر پیشه کنین ببینیم کسی به جز ما جواب میده یا نه. ![]() [ ویرایش شد. پنجشنبه 1 بهمن 1388, 09:38 قبلازظهر ] قوانین سایت را حتما مطالعه فرمائید. ![]() Ash nazg durbatulûk, ash nazg gimbatul, ash nazg thrakatulûk, agh burzum-ishi krimpatul | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| آنوبیس |
| ||
سخنگوی شورای سپید ![]() اعضا #164 ثبت نام در: شنبه 3 مرداد 1388, 12:10 بعدازظهرمکان: توي اين دنيا نامه ها: 754 تشکر شده 168 بار در 144پست | جاييه كه آراگورن و گروه خاكستري دارن از كوهستان مردگان در ميان. مي بخشيد من به كتاب دسترسي ندارم كه توضيح بدم در موردش. ----------- خوب اينم عكس. فكر كنم در ثانيه ي اول بتونين بگين جوابو. بعد مي بخشيد كه نتونستم توضيحي بدم. [ ویرایش شد. جمعه 2 بهمن 1388, 04:06 قبلازظهر ] من خداوندگار مرگم... بترس از زمانی که در جلوی من زانو می زنی تا نیکی ها و گناه هایت رو در ترازوی بزرگ عدل قرار دهم... بترس از روزی که ممکن است به جهنم ابدی من وارد شوی... بترس.... پادشاه یونان به داریوش گفت : ما برای شرف می جنگیم و شما برای پول... داریوش در پاسخ گفت : هر کس برای نداشته هایش می جنگد... رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود... هيچ وقت عشق را گدايي نكن... چون معمولا چيز با ارزشي رو به گدا نمي دن... | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| Kingali |
| ||
مدیر دانشنامهٔ والیمار ![]() ![]() اعضا #5 ثبت نام در: يكشنبه 31 خرداد 1388, 12:16 بعدازظهرمکان: ابرشهر نامه ها: 195 تشکر شده 81 بار در 49پست | خب این تصویر تورین تورامبار خودمونه که وقتی می فهمه دختری که باهاش ازدواج کرده بود خواهرش نیهنور بوده (و البته کلی قضایای دیگه) تصمیم میگیره خودکشی کنه: «پس شمشیرش را که تنها مایملک بازمانده بود از نیام بیرون کشید و گفت: "درود بر تو گورتانگ! ... آیا جان تورین تورامبار را خواهی ستاند، آیا مرا در دم خواهی کشت؟" و از تیغ طنین صدایی سرد در پاسخ بلند شد: "آری خون تو را شادمان خواهم نوشید تا مگر خون بهلگ اربابم را فراموش کنم، و خون براندیر را که به ناروا کشته شد. تو را در دم خواهم کشد." آنگاه تورین قبضه را روی زمین نهاد و خود را روی نک گورتانگ انداخت،و تیغ سیاه جان او را ستاند.» ======== عکس بعدی: [ ویرایش شد. جمعه 2 بهمن 1388, 09:23 قبلازظهر ] ![]() | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| تورين تورامبار |
| ||
Hi Javat! ![]() ![]() اعضا #7 ثبت نام در: يكشنبه 31 خرداد 1388, 16:35 بعدازظهرمکان: بيشه ي برهتيل نامه ها: 222 تشکر شده 187 بار در 97پست | اولم! خب اين برادر همانا بهرن باباست كه رفته پيش شاه فينرود فلاگوند ... "بدين سان برن به نزد شاه فين رود فلاگوند بار يافت؛ و فلاگوند او را مي شناخت و نيازي به انگشتر نبود تا ياد فرزند بئور و باراهير را در خاطرش زنده سازد. در خلوت خانه نشستند و برن از كشته شدن باراهير گفت ..." اهم... تصوير بنده:{البته يكم صحنه داره! شما اون بنده خدارو نگاه نكنيد!} ![]() ت.ت [ ویرایش شد. جمعه 2 بهمن 1388, 10:33 قبلازظهر ] [ننه قمر ها از سياست چيزي نميدانند ولي اغلب از اين كه آزادي بيان ندارند رنج مي برند] Forth, Nane-Ghamars! | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| PHoBiA |
| ||
دبیر کل دانشنامه و مقالات ![]() ![]() اعضا #17 ثبت نام در: يكشنبه 31 خرداد 1388, 20:24 بعدازظهرمکان: آنجا و بازگشتی دوباره نامه ها: 574 تشکر شده 181 بار در 122پست | اون برادر که با شمشیر وایساده اون بالا تورین میباشد و اون الفه که داره سقوط میکنه سایروس نامیست که نمیدونم چه پدر کشتهگی با تورین داشت. توضیحات تکمیلی:در آن روزگار در دوریات سایروس نامی از مردم ناندور و از بلندمرتبگان انجمن شاه، حاضر بود. از دیرباز به تورین و عزت و شکوهش در مقام فرزندخواندهٔ شاه غبطه میخورد. تو انجمن شاه نشسته بودن همه داشتن خوش و بش میکردن این مردک (الفک) نادان چنان تیکهٔ سنگینی بار تورین کرد و گفت:«اگر مردان هیتلوم چنین بیتمدن و وحشیاند، زنان آن سرزمین از چه قماشند؟ آیا به سان گوزن به این سو آن سو میدوند و جامهای جز موی سر بر تن ندارند؟» تورین که شدیدا غیرتش زده بود بالا عصبانی میشه لیوان رو پرت میکنه طرف صورت سایروس، اونم با صورت خونی و داغان صحنه رو ترک میکنه. فرداش سایروس پشت درخت کمین کرده بود که تا تورین رد میشه یک دعوای حسابی راه بندازه، خلاصش این شد که: تورین پیروز میدان بود و او را به سان نخجیزی برهنه در بیشه به فرار وتداشت. انگه که سایروس وحشتزده از برابر تو ميگریخت به مغاک رودخانهای سقوط کرد و جسمش بر روی صخرهای عظیم در آب درهم شکست. و اما عکس که تقریبا آسونه: [ ویرایش شد. جمعه 2 بهمن 1388, 11:21 قبلازظهر ] قوانین سایت را حتما مطالعه فرمائید. ![]() Ash nazg durbatulûk, ash nazg gimbatul, ash nazg thrakatulûk, agh burzum-ishi krimpatul | ||
| بازگشت به بالا |
| ||
| تورين تورامبار |
| ||
Hi Javat! ![]() ![]() اعضا #7 ثبت نام در: يكشنبه 31 خرداد 1388, 16:35 بعدازظهرمکان: بيشه ي برهتيل نامه ها: 222 تشکر شده 187 بار در 97پست | اهم... خب اين برادر كه اونجا ايستاده تور پسر هورـه ... و اون شهر هم گوندولين پنهان ـه كه با كلي جون كندن بهش رسيده! "... و دروازه در دو سو يستون تاج رو به داخل باز شد. پس تور بدرون رفت و به چمن زاري بلند رسيد و از بالا، وادي را نگريستن گرفت و چشمش به گوندولين رويايي در ميان برف هاي سفيد افتاد. و چنان مجذوب بود كه زماني دراز هيچ چيز ديگر ديدن نمي توانست؛ زيرا سر انجام رؤياي دلبستگي خود را بيرون از خواب و آرزو در برابرش مي ديد." ----- خب يك نقاشي هم از خود حضرت تالكين بذاريم ...{اسم مكانو بايد بگيد} ![]() چاكر شما... ت.ت [ننه قمر ها از سياست چيزي نميدانند ولي اغلب از اين كه آزادي بيان ندارند رنج مي برند] Forth, Nane-Ghamars! | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| Manwë Súlimo |
| ||
| Dunharrow پناهگاهی برای جنگاوران روهان در کوهستان سفید و مقاوم در مقابل حملات مکانی که مدت ها قبل از مردم روهان - در دوره دوم - توسط مردم میانه(Middle Men) استفاده میشد در بالای تپه Paths of the Dead قرار دارد ، مسیری که خیانتکاران ختم میشود راه رسیدن به این تپه به صورت مارپیچ است و در ان مجسمه هایی معروف به Púkel پر شده که در اصل توسط مردم کوهستان سفید ساخته شده اند و در پایین این راه یک منطقه پوشیده از چمن بزرگ برای قرار گاها قرار دارد. === [ ویرایش شد. سه شنبه 13 بهمن 1388, 10:15 قبلازظهر ] ![]() ==== مردان در قاموس مردانه خویش به وسعت مردانگی نامردند،همین بس که در قبال احساس یک زن ، گمان می برند که خدا مردشان آفریده است | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| آنوبیس |
| ||
سخنگوی شورای سپید ![]() اعضا #164 ثبت نام در: شنبه 3 مرداد 1388, 12:10 بعدازظهرمکان: توي اين دنيا نامه ها: 754 تشکر شده 168 بار در 144پست | فکز می کنم اینجا باید جایی باشه که کشتی ماه و خورشید به زیر زمین می رن. اگهدرسته خواهشا بگید تا یه تو ضیحی بذارم. ---------- خوب توضیح. ((دوشیزه ای که والاها از بین مایا ها برای هدایت کشتی خورشید انتخاب کردند آریین نام داشت...)) ((عصر ها, زمان فرود و آرامش خورشید, زمان بزرگترین نور و شادمانی آمان بود. اما به زودی خورشید توسط خدمتگزاران اولمو به پایین کشیده شده و با سرعت به زیر زمین می رفت...)) اع اع اع.... مثل این که غلظ حدس زدم با عذر خواهی [ ویرایش شد. سه شنبه 13 بهمن 1388, 13:23 بعدازظهر ] من خداوندگار مرگم... بترس از زمانی که در جلوی من زانو می زنی تا نیکی ها و گناه هایت رو در ترازوی بزرگ عدل قرار دهم... بترس از روزی که ممکن است به جهنم ابدی من وارد شوی... بترس.... پادشاه یونان به داریوش گفت : ما برای شرف می جنگیم و شما برای پول... داریوش در پاسخ گفت : هر کس برای نداشته هایش می جنگد... رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود... هيچ وقت عشق را گدايي نكن... چون معمولا چيز با ارزشي رو به گدا نمي دن... | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| Manwë Súlimo |
| ||
| Door of Night دروازه شب دروازه ای به سمت تهی بی انتها دروازه ای محافظت شده در غرب دور آردا که مورگوث پس از شکست از انجا به فضای تهی تبعید شد مبدا پیدایش ان مشخص نیست براساس بعضی از گفته ها ، به عنوان گذرگاهی برای عبور خورشید توسط والار ساخته شده بود تا از دروازهای صبح در شرق دوباره به دنیا باز گردد. بر مبنای روایتی دیگر گفته شده که ای دروازه به سرعت برای اخراج مورگوث از آردا ساخته شده این دروازه توسط ایرندیل خجسته در اسمان به همراه سیلماریل در کشتی درخشانش Vingilot محافظت میشود. ==== تصویر بعدی ، بزودی ... پ.ن : آنوبیس جان تا حدی نزدیک شد ولی کافی نبود [ ویرایش شد. دوشنبه 26 بهمن 1388, 15:28 بعدازظهر ] ![]() ==== مردان در قاموس مردانه خویش به وسعت مردانگی نامردند،همین بس که در قبال احساس یک زن ، گمان می برند که خدا مردشان آفریده است | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| Manwë Súlimo |
| ||
| تصویر جدید رو امروز براتون میزارم![]() مرسی ![]() ==== مردان در قاموس مردانه خویش به وسعت مردانگی نامردند،همین بس که در قبال احساس یک زن ، گمان می برند که خدا مردشان آفریده است | ||
| بازگشت به بالا | | ||
| Sauron |
| ||
| | تصوير فوق نمايانگر سائورون مي باشد. پس از ،از دست دادن كالبد جالب انگيزناك خود... متن: ![]() ![]() | ||
| بازگشت به بالا |
| ||
| برو به صفحه << >> | |